میترا یا مهر پرستی
پیش از آنکه زرتشت آشکار شود (ظهور کند) آریاییان کیش میترا یا مهرپرستی نیز اختیار کردند (واژه مهر به چم (معنی)دوستی و محبت است) ، در کتیبه های هخامنشی نیز این نام به گونه ی نوشتاری و گویشی اوستایی آن ، میثر آمده است . در سانسکریت میترا و در پهلوی میتر و در پارسی امروزی مهر خوانده میشود.
کهن ترین سند نوشته شده ای که نام این خدای کهن آدمی (بشری) در آن ثبت شده و به دست ما رسیده است ، کتیبه های گلینی است که متعلق به 1400 سال پیش از میلاد مسیح است و به سال 1907 میلادی در کاپاتوکا از شهرهای آسیای کوچک (صغیر) ، در مکانی بنام بغازکوی پیدا شد. در یکی از کتیبه ها که ، پیمانی است میان هیتی ها و میتانی ها از میترا و وارونا ، دو خدای بزرگ ایرانی و هندی کمک خواسته شده است . در کنار نام این دو خدا ، نام دو خدای کهن ایرانی و هندی ایندرا و نساتی نیز آمده است . میترا در هنگامه ی پیش از زرتشت در ایران بزرگترین خدا شناخته میشد .
چلیپا یا گردونه مهر چیست ؟
شکل 2 شکل 3
شکل 1
این نشانه (شکل1)که صلیب شکسته (چلیپا) نامیده شده است ، به راستی صلیب شکسته نیست ، نه تنها در کیش مسیحی به آن به دیده ارج (احترام) نگریسته نشده است گوشه ها (ابعاد) چلیپا نیز به یک اندازه نیست و تنها دو خط آن با هم برابر است و بیشتر به اندام آدمی میماند که دست را گشوده باشد . به این نشان (شکل2) صلیب گفته میشود و اگر آن را در سوی (جهت) خمیدگیهای نشانه مورد پژوهش بشکنیم به (شکل شماره3) در می آید که با نشانه گردونه مهر یا شکل 1 ناسازگاری بسیار دارد . گاهی نیز به سبب آنکه هیتلر این نشانه (شکل1) را در حزب نازی بکار برده و بر روی بازوهای هموندان حزب و نیز سربازان ss قرار داشت ، و از آن سو (جهت) که نازی ها پیکاری سخت و آشتی ناپذیر را با یهودیان آغاز کرده بودند آن را ناساز (ضد) یهود خوانده اند . باید دانست که این نامگذاری هم درست نیست و تنها یک زبانزد (اصطلاح) نابجا میباشد . و از آنجا پیدا شد که شناخت کلی این نشانه با آوازه ستیز و پیکار با یهودیها یکجا فراهم آمد و در نتیجه اندیشه (ذهن) مردم این نام را ساخت و پرداخت . ولی این نشانه آریایی است ، زیرا در ایران و هند هزاران سال پیشینه دارد و چه بسا از ایران بر اثر رفت و آمد های سیا سی و هازمانی (اجتماعی) ، اقتصادی ، و تماسهای نظامی دوران باستان به یونان رفته است و سپس نازیها در دوران نیرومندی خود که تعصب و فلسفه برتری نژادی را می ستودند ، آگهی ها و آموزشهای خود را متوجه اینکار کردند و به این نشانه (شکل 1) ارزش نمادین (سمبولیک) آریایی بودن خود دادند .
خدایان بی شمار :
برای مردمان نخستین مشگل بود و شاید نمی توانست یا نمی خواست که بپذیرد و باور کند ، مرگ یک پدیده طبیعی و نتیجه دگرگونی دستگاه بدن و سرانجام جابه جا شدن زندگی است . از این رو همواره برای مرگ چه در نزد پیران و چه در نزد جوانان باور به جابه جا شدن نیروهای بدنی و واکنش های فیزیکی نبود ، بلکه به آن حالتی ماوراء الطبیعه و متافیزیکی و آسمانی می داد و همواره تیره های پراکنده آدمی در اندیشه نگهداشت زندگی و ادامه حیات و در نتیجه نیازهای آدمی بوده اند ، چنانچه وسایل مردگان ، خوراک و گاهی زنهای آنها را به خاک میسپرده اند . ترس از مرگ به چم (یعنی) این پدیده طبیعی ، ترس از عوامل طبیعت و نیز ترس از ناشناخته ها و نادانسته ها در بیشتر موارد سرچشمه و پایه ی دین شده است . بدین سان کوههای سرکش و آتشفشان ، دریاهای پر موج ، رودهای سرکش و مانندهای آن در خور ستایش شدند. در باور پیشینیان نه تنها آدمی دارای روان (روح) بود بلکه چیزها و جهان بیرون نیز روان داشت . ماه که امروزه پهنه پژوهشها و کاوشهای علمی آدمی بلند پرواز گردیده است ، گاهی (زمانی) پرستش می شده ، روزگاردیگری شاید آن هنگام که آدمی به زندگی کشاورزی گرایش پیدا کرد و دریافت که خورشید سبب باروری زمین و پرورش گیاهان و موجب گرم کردن و نیرو بخشیدن به آدمی میشود ، خورشید ستایش شده است . افسانه های مربوط به خورشید وضع شیرین و مناسبی با فرآورده های کشاورزی و دامداری درآمیخت . خورشید گاه بلندی (زمان درازی) نه تنها در فراخنای آسمان فرمانروایی میکرد ، بلکه دلهای مردم را نیز رام کرده وکیش خورشید پرستی پدید آمد .
شیفتگی آدمی در زندگی به خورشید یا خدای درخشان آسمان ، به گاه مرگ نیز رسیده و به نشانه بزرگداشت و نیایش این گوی آتشین فلک در هنگامی که خدای بی همتای آسمان بی پایان بوده است ، آدمی تنها به این بسنده نکرده در زنده بودن در خانه ی خود را رو به خورشید بسازد و یا رو به خورشید نماژ (نماز) بگذارد، بلکه تمایل بسیاری نشان داده است که پس از مرگ هم پیوستگی خود را با خورشید بعنوان یک روش مذهبی نگهدارد . گورهای بسیاری دیده شده که رو به تابش خورشید دارد و بشکل ویژه ای در آمده است . به چم اینکه (یعنی) گورها یا خمره هایی که مردگان را در آن می نهاده اند، در دوره ی پیش از تاریخ و در دوره ی مهر پرستی (میترائیسم) از گردش خورشید پیروی کرده و با یک محاسبه دقیق و دید آگاهانه در گورستانهای خمره ای میتوان گاه مرگ یا گاه به خاک سپردن مردگان را بدست آورد . و این پسین نشانه بزرگداشت و ستایش از خورشید یا خدای آسمان میباشد .
گردونه مهر یا چلیپا (شکل 1) نخستین بار درخوزستان یافت شده و مربوط به هفت هزار سال پیش از میلاد میباشد ، به این ترتیب پیشینه ی تاریخی آن در ایران بسی کهن تر از پیشینه آن نزد آریاییهای هند است . در گرمی مغان آذربایجان گورهای خمره ای از دوره اشکانی بدست آمده که در میان آنها پارچه ای بسیار زیبا یافت شده است که نشان چلیپا در نقش و نگار آن دیده میشود ، همچنین این نگاره بر دهانه پاره ای از خمره های سفالین که مرده ها را در آن می گذاشتند دیده شده است . چگونگی این خمره ها نشان میدهد که آنها را به شیوه ای در دامنه تپه ها و کوهها می گذراند که بیشتر (معمولا) در دامنه تپه یا کوهستان رودخانه ای روان بوده و دهانه ی خمره ها رو به خورشید است . تکه خمره ای سفال مربوط به دوره اشکانیان در سال 1344 خورشیدی در گرمی آذربایجان به دست آمده است که نشان چلیپا یا گردونه مهر بر روی آن به گونه برجسته و زیبا دیده میشود ، این سفال در نهایت استحکام و زیبایی ساخته شده و در موزه ایران باستان به شماره 3405 ثبت است .
در کشفیات بسیاری دیگر از مکانها و شهرهای ایران مانند تاق بستان کرمانشاه و کلاردشت مازندران این نشان دیده شده است . در ایران باستان مردم بر این باور بودند که گردونه مهر یا چلیپا نماد چهار آخشیج (عنصر) آب ، باد ، خاک و آتش است، به آخشیج های (عنصرهای) چهارگانه که سازنده و پردازنده و گرداننده جهان هستی هستند ارج (احترام) و پاکی ویژه داده شده است ، و با باور به اینکه از ترکیب و نزدیکی این آخشیج ها به نسبت معینی هستی و پیدایی شکل گرفته است ، باید پنداشت این نشانه شاخه یا هر خانه اش که به پروانه های آسیای آبی و بادی همانند است ، جای یکی از آخشیج ها یا نماد یکی از آخشیج ها بوده است که بر روی هم با گردش و چرخش خود نظام طبیعت و ذات آفرینش را نگهداری می کند و حرکت و دگرگونی و یا زندگی و مرگ پایدار می سازند، رفته رفته این پیکره به شکل نمادین (سمبول) در آمده این نشان آریایی در بسیاری از آثار به دست آمده باستانی مانند بشقابی که در ری کشف شده ، شیری درون بشقاب است که بر بالای سرشیر این نشان جای دارد و درکاشان بر روی سفالها دیده شده است و در همدان بر قسمتی از آجرکاری بیرونی گنبد علویان این نشان کار گذاشته شده است ، و همچنین قیچی باغبانی کشف شده که بر روی آن نشانه ی گردونه ی مهر دیده میشود . پس از آیین مهر پرستی درایران ، آیین مزدیسنی یا زرتشتی بوجود آمد و پس از آن هم در دوره ی اسلامی در بسیاری از بناهای تاریخی مانند مساجد این نشان به چشم میخورد.
ایرانیان باستان هیچگاه این چهار آخشیج (آب ، باد ، خاک ، آتش) را نمی آلودند و در پاکیزه نگه داشتن این چهار آخشیج و زیست بوم (میحط زیست) همیشه کوشا بودند به امید آنکه فرزندان این آب و خاک هم مانند نیاکانشان اینچنین باشند .
بر گرفته شده از : کتاب اصل و نسب و دینهای ایرانیان باستان
گردآورنده : دکترعبدالعظیم رضایی
پاینده ایران : ایران بانو